X
تبلیغات
رایتل

آیه12 سوره نساء: اجداد و جدات حضرت مهدی (عج)

وَ لَکُمْ نِصْفُ ما تَرَکَ أَزْواجُکُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصینَ بِها أَوْ دَیْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ وَلَدٌ فَإِنْ کانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَیْنٍ وَ إِنْ کانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصى‏ بِها أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ وَصِیَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَلیمٌ

و نیمى از میراث همسرانتان از آنِ شما [شوهران‏] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم ما ترک آنان از آنِ شماست، [البته‏] پس از انجام وصیّتى که بدان سفارش کرده‏ اند یا دینى [که باید استثنا شود]، و یک چهارم از میراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشید و اگر فرزندى داشته باشید، یک هشتم براى میراث شما از ایشان خواهد بود، [البته‏] پس از انجام وصیّتى که بدان سفارش کرده‏ اید یا دَینى [که باید استثنا شود]، و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‏ برند کلاله [بى‏ فرزند و بى ‏پدر و مادر] باشد و براى او برادر یا خواهرى باشد، پس براى هر یک از آن دو، یک ششم [ما ترک‏] است و اگر آنان بیش از این باشند در یک سوم [ما ترک‏] مشارکت دارند، [البته‏] پس از انجام وصیّتى که بدان سفارش شده یا دینى که [باید استثنا شود، به شرط آنکه از این طریق‏] زیانى [به ورثه‏] نرساند. این است سفارش خدا، و خداست که داناى بردبار است. 

در آیه گذشته، ارث فرزندان و والدین مطرح بود، در این آیه، ارث زن و شوهر و برادر و خواهر مادرى مطرح است. البتّه احکام ارث را باید به کمک روایات اجرا کرد، چون فروع و شاخه ‏هاى زیادى دارد، که در آیات قرآن نیامده است. 

لفظ «کلاله» دوبار در قرآن آمده است؛ یکى در این آیه و دیگرى در آخرین آیه ‏ى همین سوره. این کلمه در لغت به معناى احاطه است، فامیلى که انسان و فرزند انسان را احاطه کرده ‏اند. «اَکلیل»، نیز تاجى است که سر را احاطه مى ‏کند. کُلّ، عددى است که اعداد دیگر را احاطه کرده است. 

این کلمه در بحث ارث دو معنى دارد: 

1- برادران و خواهرانِ مادرى میّت، که در این آیه به کار رفته است. 

2- برادران و خواهرانِ پدر و مادرى یا پدرىِ میّت، که مراد آیه آخر است. 

گرچه پرداخت بدهى، بر انجام وصیّت مقدّم است، لکن چون در عمل، انجام وصیّت سخت‏ تر است، خداوند در آیه، اوّل عمل به وصیّت را آورده، بعد پرداخت بدهى را.[1] 

در حدیث آمده است: وصیّت به ثلث مال، زیاد است، سعى کنید وارثان شما بهره‏ ى بیشترى از ارث ببرند، تا همه بى ‏نیاز باشند. و ضرر رسانى در وصیّت از گناهان کبیره است. و عمل به وصیّتى که به ضرر وارث باشد الزامى نیست.[2] 

اگر مردى چند همسر داشت، یک هشتم یا یک چهارم ارث، میان آنان به طور یکسان تقسیم مى‏ شود. 

دیون و بدهى ‏هاى متوفّى، هم شامل دیون الهى است، مثل حج، خمس، زکات و کفّاره، و هم شامل دیون مردمى است.[3] 

پرداخت بدهى مردم، آن قدر مهم است که در این دو آیه، چهار بار مطرح شده است. [4] داشتن فرزند اگر چه از همسر دیگر سهم هر یک از زن و شوهر را به نصف کاهش مى ‏دهد، تا فرزندان نیز از متوفّى سهم ببرند، خواه فرزند دختر باشد یا پسر. در وصیّت براى خود، باید حال وارثان را مراعات کرد، تا به آنان زیان نرسد. اسلام، نه فقط ضرر رسانى در زندگى، بلکه زیان رساندن پس از مرگ را نیز مردود مى‏ داند. تقسیم الهى ارث، هم عالمانه است و هم اگر تخلّف کردید، خداوند در قهر خود حلیم است و شتابى ندارد. 

محمد جواد نجفی خمینی در «تفسیر آسان» درباره ی معنای کلمه أولادکم می گوید. کلمه ولد که جمع آن: اولاد است شامل کسی می شود که از انسان به وجود آمده باشد، و لو اینکه به یک یا چند واسطه باشد. چنانکه پیامبر اعظم اسلام صلّی اللّه علیه و آله و سلم می فرماید: ما فرزندان عبد المطلب (که عبارت هستیم از:) من، حمزه، علی، جعفر، حسن و حسین علیهم السّلام بزرگان اهل بهشت می باشیم. نیز می فرماید: المهدی من عترتی من ولد فاطمة. 

یعنی حضرت مهدی ارواحنا له الفداء از عترت من (و) از فرزندان فاطمه می باشد- آلاء. 

در میان افراد هم قوم و خویشان یک فرد، آن گروهی می توانند از او ارث ببرند که دارای قِرابت و نزدیکی خونی با او باشند زیرا ارث بردن در اسلام در مرتبه ی اول به نزدیکان و بستگان بسیار نزدیک می رسد و بعد به آشنایان دورتر. 

در آیات قرآن و همچنین در نَصِّ روایات اسلامی تمامی فرزندان ائمه به نوعی قرابت و خویشیِ نَسَبی شان به حضرت فاطمه می رسد، زیرا قرابت و نزدیکی نَسَبی نسل های ائمه از جهت پدری فقط به حضرت فاطمه سلام الله علیها نزدیک تر است و امام زمان ارواحنا له الفداء هم که آخرین فرزند از نسل ایشان می باشد، در ارث بردن از پدران و گذشتگان خود به سایرین بر حق تر است. 

گاهی ارث در اموال و سرمایه های دنیایی و مادّی مطرح است و گاهی در سرمایه های معنوی که در مورد امام زمان ارواحنا له الفداء و فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها مسأله ی ارث بردن در تمام جهات مطرح است، زیرا از طرفی امام زمان ارواحنا له الفداء به عنوان باقیمانده ی عترت هم از ثروت های دنیای برای اجرای قوانین مادی در خلقت و هم از ثروت های الهی که مربوط به عِلم حضرت و حیات طولانی ایشان و قدرت احاطه بر امورات خلقت و .. است بهره مند هستند. 

پی نوشت ها: 

[1]تفسیر صافى. 

[2]تفسیر کبیر فخررازى. 

[3]تفسیر کبیر فخررازى. 

[4]در احادیث آمده است: در قیامت، تمام گناهان شهید بخشیده مى‏شود، مگر دَین و بدهى او. میزان ‏الحکمة، حدیث 9776. 


منبع ما:http://www.montazar.net
تاریخ ارسال : یکشنبه 5 شهریور 1396 10:06 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد