X
تبلیغات
رایتل

پاسخ به شبهه ولادت امام زمان(عج)

شبهات مطرح شده در این خصوص به جهت بداهت و واهی بودن نیازی به پاسخ گویی تفصیلی ندارد اما علما و دانشمندان بزرگ شیعه و محققان اندیشمند ما با کرامت و بردباری در دفاع از حریم مقدس امامت، و در راستای روشنگری اذهان عامه مسلمانان، پاسخ این شبهات را به تفصیل داده و کتاب های متعددی در این زمینه نگاشته اند.

از جمله کتاب: « الامامة و المهدی فی تطوّر الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه» که به پاسخ و ردّ تفصیلی و کلمه به کلمه شبهات احمد کاتب، توسط محقق ارجمند آقای سید ثامر هاشم العمیدی نوشته شده است.و نیز در کتاب «در انتظار ققنوس» ترجمه فارسی، «المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی» از همین نویسنده، به طور مستدل و لو اجمالی به این گونه شبهات پاسخ داده شده است که می توان برای رسیدن به پاسخ جامع و تفصیلی به کتاب های یاد شده مراجعه نمود.

در این نوشتار به گونه اجمالی و مستدل در مورد تحقق ولادت امام عصر از یک منظر کلی اشاره می شود:

 اثبات ولادت هر فردی نخست با اقرار و اعلام پدر وی و شهادت دادن قابله ای صورت می پذیرد که در به دنیا آمدن نوزاد، مددکار مادر بوده است. هر چند هیچ کس غیر از این دو او را مشاهده نکرده باشد، چه رسد به اینکه صدها تن دیگر نیز وی را دیده باشند و تاریخ نگاران به ولادت او اعتراف کرده و متخصصین علم الانساب به نسب شریفش تصریح کرده باشند و خود وی به اموری مبادرت ورزیده باشد که نزدیکانش به آنها وقوف یافته اند و تعلیمات و سفارش ها و راهنمائی ها و نصیحت ها و نامه ها و توقیعات و دعاها و سخنان مشهور و اخبار منقولی از ایشان صادر شده باشد و وکیلان وی از صلحا و اوتاد، معروف و سفیران او معلوم و معین باشند و در هر عصر و در میان هر نسلی میلیون ها نفر پیرو داشته باشد. و به شهادت مسلّم تاریخ، حکام وقت برای دست گیری و بازداشت او تمام تلاش و سعی خود را به کار گرفته اند. آیا مغرضان آگاه و یا نویسندگان بی اطلاع از حقایق و مسلمات تاریخی، برای اثبات ولادت امام مهدی ـ علیه السلام ـ به دلائلی بیش از این نیازمندند؟

در اینجا نویسندگانی همچون احمد کاتب و افرادی مانند او به این پرسش مهم باید پاسخ دهند که: ده ها و بلکه صدها روایتی که از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امامان معصوم شیعه در کتب روایی شیعه و سنی وارد شده که مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین خلیفه و امام و نهمین فرزند امام حسین ـ علیه السلام ـ می باشد و او فرزند امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ است، اگر حضرت مهدی متولد نشده و تولد او یک افسانه است، پس دوازدهمین امام که نهمین فرزند امام حسین می باشد و فرزند امام حسن عسکری است، کجا است؟ آیا نبی مکرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که به تصریح قرآن «ما ینطق عن الهوی» در خبر دادن اش، نستجیرباالله صادق نبوده است؟! گمان نمی رود که احمد کاتب و امثال او چنین جسارتی نموده و گناه نابخشودنی چنین نسبتی را به دوش کشند.

 لازم است پیش از آن که به بیان روایات، شواهد و قرائن مسلّم تاریخی ولادت امام عصر ـ علیه السلام ـ بپردازیم، به نمونه هایی از روایاتی بپردازیم که به روشنی دلالت دارند بر اینکه امام مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین امام و نهمین فرزند امام حسین است:

1. از سلمان فارسی و ابو سعید خدری و ابو ایوب انصاری و ابن عباس و علی هلالی با الفاظ متفاوت از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده که فرمود: « ای فاطمه به ما اهل بیت شش خصلت داده شده که به هیچ یک از اولین داده نشده و هیچ یک از آخرین هم آن را دریافت نخواهد کرد، مگر ما خاندان.... و مهدی این امت که عیسی پشت سر او نماز خواهد خواند، از ماست» سپس بر شانه حسین ـ علیه السلام ـ زدند و فرمودند: «مهدی امت از نسل این خواهد بود».[1] و نیز قندوزی از مناقب خوارزمی از سلمان فارسی رحمه الله نقل می کند: بر رسول خدا وارد شدم، در حالی که حسین بن علی بر ران پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نشسته بود و پیامبر چشمان و دهان وی را می بوسید و می فرمود: « تو سروری و فرزند و برادر سرور، تو امامی و فرزند و برادر امام، تو حجتی و پدر حجت، تو پدر نه حجتی که نهمین آنان قائم شان خواهد بود».[2]

مجموعا بیش از دویست و چهل حدیث که دلالت صریح دارد بر اینکه مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین امام و نهمین فرزند امام حسین ـ علیه السلام ـ است در کتب متعدد روائی نقل شده که قسمت عمده آن صحیح و معتبر می باشد.[3]

2. از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: از ما (اهل بیت) دوازده (امام و) محدث خواهد بود که هفتمین فرزندم قائم آنان است...».[4] بالغ بر صد و سه حدیث دلالت بر این معنا دارد.[5]

3. از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: ششمین فرزندم که دوازدهمین امام از ائمه دوازده گانه که اول شان علی بن ابی طالب و آخر آنها قائم بالحق و بقیة الله و صاحب الزمان است، غائب خواهد شد .

او از دنیا نخواهد رفت تا اینکه ظهور کند و زمین را آکنده از قسط و عدل نماید همان گونه که پر از جور و ستم شده است».[6]

بیش از هشتاد روایت دلالت بر این مطلب دارد.[7]

4. از امام کاظم ـ علیه السلام ـ نقل شده که در پاسخ یونس بن عبدالرحمن که از آن حضرت پرسید آیا شما قائم باالحق هستید؟

فرمود: من قائم باالحق هستم و لکن آن قائمی که (منظور شما است یعنی مهدی که) زمین را از وجود دشمنان خدا پاک می گرداند و آن را پر از عدل و داد می کند همان گونه که از ستم و جور پر شده است، او پنجمین فرزند من می باشد که غیبت طولانی خواهد داشت... که در این غیبت طولانی گروها و اقوامی گرفتار ارتداد شده و عده ای نیز ثابت قدم می مانند...».[8]

بیش از نود و پنج روایت در این باره وارد شده است.[9]

5. از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده که در پاسخ به این سئوال که قائم (مهدی) از شما اهل بیت کیست؟ فرمود: چهارمین فرزندم، فرزند سرور کنیزان، که خداوند بواسطه او زمین را از جور و ظلم پاک خواهد کرد. و اوست کسی که مردم در ولادت او شک خواهند کرد...».[10] بیش از نود روایت تصریح به این معنا دارد.[11]

6. از امام جواد ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: (قائم) سومین فرزند من است.[12] و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: امام بعد از من فرزندم علی است که امر او امر من است و قول او قول من و طاعت او طاعت من است (راوی می گوید سپس امام ساکت ماند، از او پرسیدم ای فرزند رسول خدا، امام بعد از فرزندت علی کیست؟) فرمود: فرزندش حسن (راوی می گوید: از او پرسیدم امام بعد از حسن کیست؟) امام جواد ـ علیه السلام ـ گریه شدید کرد و سپس فرمود: «به درستی که امام بعد از حسن، فرزندش قائم به حق و منتظر است. (راوی می گوید به امام ـ علیه السلام ـ عرض کردم ای فرزند رسول خدا، چرا او را قائم می نامند؟ فرمود: به خاطر اینکه قیام می کند بعد از فراموش شدن یادش و مرتد شدن بیشتر کسانی که قائل به امامت او بودند. (راوی می پرسد: چرا او را منتظر می گویند؟ فرمود: چون او دارای غیبت طولانی خواهد بود که مخلصین انتظار ظهورش را می کشند و اهل تردید و شک منکر وجود او می شوند و معاندین و انکار کنندگان (حق) اعتقاد به او و غیبت او را به مسخره می گیرند...».[13]

حدوداً هفتاد حدیث بر این معنا دلالت دارد.[14]

7. از امام علی بن محمد الهادی ـ علیهما السلام ـ نقل شده که فرمود: امام بعد از من فرزندم حسن و بعد از حسن فرزندش قائم است همان کسی که زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه از ظلم و ستم پرشده است».[15]

بیش از هشتاد روایت به الفاظ و مضامین مختلف بر این مطلب دلالت تفصیلی و یا اجمالی دارد.[16]

8. بیش از صد و چهل روایت دلالت دارد که امام مهدی ـ علیه السلام ـ فرزند بلافصل امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ است و دوازدهمین امام شیعیان. که فقط به یک روایت بسنده نموده و مطالعه بقیه روایات را بر عهده حق جویان تلاشگر واگذار می کنیم و به آدرس و ذکر منبع آن اکتفاء می کنیم:

 قندوزی حنفی از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل می کند که فرمود: امام پس از من فرزندم محمد و بعد از محمد فرزندش علی و بعد از علی فرزندش حسن و بعد از حسن فرزندش حجت قائم است...».[17]

این روایاتی است که در آنها رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ پیش از ولادت امام زمان ـ علیه السلام ـ از آن به تفصیل خبر داده اند و امام عصر مهدی موعود را با اصل و نسب معرفی کرده اند. و اینک یک نگاه گذرا به دلایل و شواهد روشن تحقق این امر موعود یعنی ولادت آن حضرت می اندازیم و بحث از این امر مهم را در ضمن نکاتی خلاصه و کوتاه پی میگیریم:

الف) تصریح امام عسکری ـ علیه السلام ـ به ولادت فرزندش مهدی ـ علیه السلام ـ : در روایت صحیحه از محمد بن یحیی العطار از احمد بن اسحاق از ابو هاشم جعفری، چنین نقل شده است: به ابو محمد (امام حسن عسکری) عرض کردم: شخصیت شما مرا از سئوال کردن باز می دارد، آیا اجازه می فرمائید که از شما سئوالی کنم؟ فرمود: «بپرس» عرض کردم: آقای من، آیا شما فرزندی دارید؟ فرمود: «آری» عرض کردم: اگر برای شما حادثه رخ داد در کجا سراغ او روم؟ فرمود: «مدینه».[18]

در روایت صحیحه دیگری از علی بن محمد از محمد بن علی بن بلال، این گونه نقل شده است: از طرف ابو محمد (امام عسکری ـ علیه السلام ـ) دو سال قبل از شهادت آن حضرت به من پیغامی رسید که از جانشین بعد از خود مرا مطلع ساخت و بار دیگر سه روز پیش از شهادت پیغام دیگری به من رسید که در آن مرا از جانشین خویش آگاه ساخت.[19]

ب) شهادت دادن قابله به ولادت امام مهدی ـ علیه السلام ـ : قابله بزرگوار و شریف آن حضرت، علویه حکیمه خاتون خواهر امام هادی ـ علیه السلام ـ و عمه امام عسکری ـ علیهما السلام ـ بود که در هنگام ولادت به جناب نرجس خاتون مادر ارجمند امام مهدی ـ علیه السلام ـ رسیدگی کرد. شکی نیست که در ولادت امام عصر ـ علیه السلام ـ نکات غیر عادی وجود دارد و برای حکیمه خاتون که یک بانوی معتقد و مخلص بود نیز موجب ایجاد سئوال شده، اما در خود همین روایات که از حکیمه خاتون نقل شده پاسخ داده شده و کاملا روشنگری شده است، چنانچه امام عسکری ـ علیه السلام ـ در پاسخ به این سئوال او که گفت من آثار بارداری را در نرجس خاتون نمی بینم فرمود: «مثل او مثل مادر موسی ـ علیه السلام ـ است که آثار بارداری در او ظاهر نگشت و کسی تا وقت ولادتش از آن آگاه نشد (با اینکه باردار بود) زیرا فرعون در جستجوی موسی، شکم زنان باردار را می شکافت و این نیز نظیر موسی ـ علیه السلام ـ است».[20] بی تردید حکام عباسی با توجه به اطلاع قبلی که از طریق روایات داشتند در پی نابودی امام بودند نگاه داشتن امام عسکری ـ علیه السلام ـ در پادگان نظامی سامرا دلیل قاطع این ادعا است.

به هر حال حکیمه خاتون به ولادت آن حضرت تصریح کرده است. البته عده ای از زنان و خدمه امام عسکری، مانند: ماریه و نسیم خادمه و نیز کنیز ابو علی خیزرانی که او را به امام عسکری ـ علیه السلام ـ هدیه کرد، آن چنانکه راوی ثقه محمد بن علی بن یحیی بدان اشاره کرده است، به حکیمه خاتون در کار قابلگی کمک کردند.[21]

بدیهی است که در جامعه مسلمانان، کسی به جز زنان قابله، بر جریان ولادت ها اطلاع نمی یابند و هر کس این مطلب را انکار کند، در مورد جریان ولادت خودش چه خواهد گفت؟! امام حسن ـ علیه السلام ـ (عسکری) بر طبق سنت شریف نبوی برای فرزند خود عقیقه کرد و به دستور امام ـ علیه السلام ـ در میان بنی هاشم تقسیم کردند.[22]

ج) یاران و اصحاب ائمه ـ علیهم السلام ـ که به دیدار امام مهدی ـ علیه السلام ـ شهادت داده اند:

 عده ای از اصحاب امام عسکری ـ علیه السلام ـ و پدر بزرگوارش امام هادی ـ علیه السلام ـ در زمان حیات امام عسکری، به زیارت امام مهدی نائل شده و به اذن ایشان بدین مطلب شهادت داده اند، همچنان که گروه دیگری به ملاقات با امام پس از حیات امام عسکری نیز شهادت داده اند که در دوران غیبت صغری (یعنی سال های 260 هجری تا 329 هجری) اتفاق افتاده است. از آنجا که تعداد این شاهدان زیاد است از ذکر نام و تفصیل آن خودداری می کنیم و برای مطالعه و اطلاع، شما را به کتاب های در انتظار ققنوس، موعود ادیان و کتب دیگرکه در ابتدای این نوشتار و یا در پاورقی آمده است حواله می کنیم.

د) شهادت خدمه و کنیزان و غلامان به رؤیت امام مهدی ـ علیه السلام ـ : افرادی که در خانه امام عسکری ـ علیه السلام ـ مشغول خدمت بودند به همراه برخی کنیزان، از جمله کسانی بودند که امام مهدی ـ علیه السلام ـ را ملاقات کردند، مانند خدمت کار منزل طریف خادم،[23] و خادمه ابراهیم بن عبده نیشابوری که همراه آقای خود، به زیارت چهره مبارک امام نائل گشت.[24] و ابو الادیان خادم[25] و ابو غانم که می گوید:

خداوند به ابومحمد عسکری ـ علیه السلام ـ پسری عطا فرمود که نامش را محمد گذارد و سه روز پس از ولادتش طفل را به اصحاب و یاران خود نشان داد و فرمود: «این ولی امر شما پس از من است، او خلیفه من بر شما است او همان کسی است که گردن ها در انتظار او کشیده خواهد شد و هنگامیکه که زمین از ظلم و ستم پرگردد، او قیام کرده و آن را از عدل و داد پرخواهد کرد».[26]

هـ) اعتراف تبارشناسان به ولادت امام مهدی ـ علیه السلام ـ : از جمله مسائلی که بدیهی به شمار می رود، ضرورت مراجعه به متخصصان و خبرگان فن در هر حرفه است و در مورد بحث ولادت امام مهدی نیز قاعدتا علمای انساب بهتر از دیگران حق اظهار نظر دارند.

نسابه شهیر ابو نصر سهل بن عبدالله داود بن سلیمان بخاری؛ وی که از بزرگان قرن چهارم هجری بوده در سال 341 هجری در قید حیات به سر می برده و از مشهورترین علمای انساب معاصر با غیبت صغری امام مهدی ـ علیه السلام ـ است. وی در این زمینه می گوید: علی بن محمد التقی، دارای فرزندی به نام حسن بن علی عسکری شد از ام ولدی نوبیة به نام ریحانه که این فرزند ولادتش به سال 231 هجری واقع گشت و وفاتش در سال 260 هجری در 29 سالگی در سامرا اتفاق افتاد و علی بن محمد تقی دارای فرزندی بنام جعفر شد که شیعه او را جعفر کذاب می خوانند. به جهت آن که خود را وارث برادرش حسن بن علی عسکری می دانست و فرزند برادرش (یعنی حجت قائم) را وارث او نمی شمرد، باری ابهام و اشکالی در نسب وی وجود ندارد».[27]

سید عمری نسابه معروف قرن پنجم هجری؛ وی چنین می نویسد: ابو محمد (امام عسکری) وفات یافت و پسرش از نرجس در نزد اصحاب خاص و معتمدین اطرافیانش معلوم و مشخص بود...».[28]

فخررازی شافعی (م606 هجری) می گوید: امام حسن عسکری دارای دو پسر و دو دختر بود، یکی از آن دو پسرش صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) و دیگری موسی نام داشت که در زمان حیات پدر از دنیا رفت و اما دو دختر ایشان: یکی فاطمه است که در زمان حیات پدر مرد و دیگری ام موسی که او نیز وفات یافت.[29]

و نیز نسابه های معروف دیگر مانند: مروزی ازور قافی، و سید نسابة جمال الدین احمد بن علی حسینی معروف به ابن عنبه، و نسابه زیدی سید ابوالحسن یمانی صنعانی، و محمد امین سوئدی و دیگران که بر اساس تخصص شان، تصریح به این امر کرده اند.

راستی کدام قضیه تاریخی دلائل و شواهد و قرائن قطعی بیش از آنچه درباره ولادت امام زمان ـ علیه السلام ـ وجود دارند، دارد؟ اگر ولادت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ با وجود همه این دلائل و شواهد قابل اثبات نباشد، معنایش این است که هیچ قضیه در تاریخ قابل اثبات نباشد.

حال که بر اساس آنچه در نوشتار فقط اشاره به آن شد از دلائل و شواهد و قرائن و اعترافات اگر افراد مانند احمد کاتب و امثال او همچنان بر انکار خود اصرار ورزند، باید به یکی از امور ذیل ملتزم شوند:

1. اینکه با صحیح دانستن همه این روایات، شواهد، و اعترافات اهل فن و یا حداقل برخی از آنها، آنها را طرد کرده و با مسلمات تاریخی به مبارزه برخیزند و به ویژه در بخش روایات در حقیقت کلام پیامبر خدا را ردّ نمایند. بدیهی است که آنان و هر آدم عاقلی ملتزم به این امر نمی شوند.

2. اینکه همه این روایات و دلائل تاریخی را صحیح ندانسته و ردّ نمایند. و ردّ نمودن روایات زیاد و متواتری که خبرگان اهل حدیث آنها را صحیح دانسته و مورد توجه قرار داده اند. و نیز انکار این همه اسناد و دلائل و شواهد تاریخی، بدون برهان و دلیل منطقی نوعی عناد و لجاج با حقیقت است نه یک شبهه علمی و تاریخی.

3. اینکه امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ زنده و غایب است تا زمانی که خداوند مقدر کرده است فرزندی از او در آینده به نام مهدی موعود متولد شود. بدیهی است آنان به این امر نمی توانند ملتزم بشوند، زیرا اولا: به شهادت قطعی تاریخ امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در سال 260 هجری از دنیا رفته اند. و ثانیا: اگر اینان بپذیرند که امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ زنده اند، چگونه زنده بودن حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ را استبعاد و انکار می کنند با اینکه «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد».

4. اینکه امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ از دنیا رفته ولی هر وقت خداوند مقدّر نماید زنده شده و سپس دارای فرزندی به نام مهدی می شود، این امر هر چند ذاتا ممکن است و از قدرت مطلقه خداوند دور نیست ولکن اولا: این همان رجعت است که احمد کاتب و امثال او منکر آن هستند؟ و ثانیا: لازمه آن عدم وجود امام در زمان طولانی می باشد که مخالفت با روایت متواتری که شیعه و سنی نقل کرده که «من مات و لم یعرف امام زمانه ...» است.[30]

پس راهی جز اینکه بگوئیم امام مهدی ـ علیه السلام ـ متولد شده و بر اساس مصالح و حکمت الهی در غیبت به سر می برد، وجود ندارد. بر اساس آنچه گفته شد روشن شد که اساسا اثبات تولد امام مهدی ـ علیه السلام ـ وابسته به حدیث مورد نظر آقای کاتب نیست تا با نفی آن تولد امام مهدی ـ علیه السلام ـ نیز نفی شود گر چه این حدیث نیز قابل دفاع است که در جای خود باید به آن پرداخت.

در خاتمه با ذکر یک حدیث نورانی این بحث نورانی پایان می دهیم :

با سند صحیح از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود:

«در صاحب این امر (مهدی) شباهتی به یوسف ـ علیه السلام ـ وجود دارد... چگونه این امت انکار می کنند که خدا با حجت خود مانند یوسف معامله کند؛ در بازارهای شان راه رود و بر زمین ایشان قدم زند، تا آنکه خداوند وعده خود را در مورد وی محقق سازد، همان گونه که درباره یوسف انجام داد که برادرانش گفتند: آیا تو یوسفی؟ گفت: آری من یوسفم».[31]

پی نوشت ها:

[1]. در انتظار ققنوس، سید ثامر هاشم العمیدی، ترجمه: مهدی علی زاده، ص135، مرکز انتشارات موسسه آموزشی امام خمینی (ره)، 1386ش، به نقل از: البیان، کنجی، ص501، الفصول المهمه، ابن صباغ، فصل، 120، ص295، فضائل الصحابه، سمعانی.

[2]. همان، ص137، به نقل از، ینابیع المودة قندوزی، ج3، ص168، باب 194.

[3]. منتخب الاثر، آیت الله صافی، باب 6 و 7، از ص104 ـ 139، موسسه سیدة المعصومة، 1419ق، قم.

[4]. منتخب الاثر، ص270.

[5]. همان، از ص268 ـ 270.

[6]. منتخب الاثر، ص273، به نقل از کمال الدین صدوق.

[7]. همان، از ص273 ـ 275.

[8]. همان، ص277.

[9]. همان، ص276ـ279.

[10]. همان، ص279.

[11]. همان، ص279ـ282.

[12]. همان.

[13]. منتخب الاثر، ص283.

[14]. همان، ص282 تا 284.

[15]. همان.

[16]. همان، ص284.

[17]. در انتظار ققنوس، ص139، به نقل از: ینابیع المودة قندوزی، ج3، باب 94، ص166؛ منتخب الاثر، ص285 تا 291.

[18]. در انتظار ققنوس، ص148، به نقل از: کافی، ج1، باب 76، ص328، ح2.

[19]. همان، ح1.

[20]. کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص150، دارالحدیث، قم، 1382ش.

[21]. همان، باب 42، ج2، ص431، ح7.

[22]. اکمال الدین و تمام النعمه، باب 41، ج2، ص156، ح6.

[23]. الکافی، ج1، باب 77، ص332، ح13.

[24]. در انتظار ققنوس، ص156، به نقل از: الکافی، ج1، باب 77، ص331، ج6؛ الارشاد، ج2، ص352.

[25]. اکمال الدین، ج2، باب 43، ص475.

[26]. همان، باب 42، ص431، ح8.

[27].در انتظار ققنوس، ص159، به نقل از: سرّالسلسة، ابو نصر بخاری، ص39.

[28]. همان، ص160، به نقل از: المجدی فی انساب الطالبین، عمری، ص130.

[29]. همان، به نقل از: الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیة، فخر رازی، ص78 ـ 79.

[30]. موعود ادیان، ص125 ـ 126، موسسه فرهنگی خرد آور، 1384ش، قم.

[31]. الکافی، ج1، باب 80، ص336، ح4.


منبع ما:http://www.jc313.ir

تاریخ ارسال : سه‌شنبه 25 مهر 1396 10:04 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد