گرفتاری‌ها و مشکلات شیعیان در عصر غیبت

معمولا انسان‌ها در گرفتاری‌های سخت‌تر توجه بیشتری به خدای خود دارند و به همین دلیل«انتظارفرج(گشایش)» در انسان شدیدتر می‌شود. هرچه گرفتاری دشوارتر و شدیدتر باشد، امید به رحمت خدا و دستگیری او در انسان بیشتر است و اتکا و توجه به اسباب و وسائط، کمتر و ضعیف‌تر می‌گردد. پس شدت و قوت انتظارفرج، بستگی مستقیم به شدت گرفتاری انسان دارد .یک بیماری سخت و صعب‌العلاج بیشتر از یک بیماری معمولی انسان را گرفتار می‌کند و در نتیجه، حال انتظار فرج در اولی بیشتر از حالت دوم است.

نکته دیگر اینکه: گرفتاری در انسان یک حالت روحی و معنوی است که می‌تواند منشا مادی داشته باشد یا نداشته باشد. یک بیماری خاص ممکن است از جهت شدت گرفتاری تاثیرات متفاوتی بر افراد مختلف داشته باشد؛ یکی را بیشتر و دیگری را کمتر گرفتار کند.

پس به طور کلی میزان گرفتاری انسان را تعلقات روحی و عاطفی او در یک مورد خاص تعیین می‌کند. هر چه این تعلقات عمیق‌تر و شدیدتر باشد، گرفتاری سخت‌تر و شدیدتر خواهد بود.

چقدر غصه خورده‌ایم؟

با این مقدمه می‌توانیم به سراغ مقصود اصلی خود برویم. در بحث «انتظارفرج» امام عصرعلیه‌السلام مهم‌ترین عامل این است که ببینیم غیبت آن حضرت چقدر انسان را گرفتار کرده است. اگر دوری از امام علیه‌السلام کسی را گرفتار کرده باشد انتظارفرج برای او معنادارتر می‌شود وهرچه قدراین گرفتاری شدیدترباشد،انتظارفرج شدید تری خواهد داشت.

شاید هرکس درزندگی خود کمابیش این مسئله را چشیده باشد و درگیری با آن را اینگونه تجربه نموده باشد، ولی جای این سوال وجود دارد که: درد دوری از امام علیه‌السلام چند درصد شیعیان را این چنین گرفتار ساخته است؟ برای کدامیک از ما اتفاق افتاده که حتی برای چند دقیقه از درد فراق حضرت علیه‌السلام نتوانسته باشیم به خواب برویم؟ البته این را نمی‌توان از همه انتظار داشت، ولی آیا هر یک از ما تاکنون فکرکرده‌ایم که چرا امام غایب شده‌اند و چرا این مصیبت تاکنون بیش از 1178 سال طول کشیده است؟

اگر متوجه شویم که خدای ناکرده به بیماری سرطان گرفتار شده‌ایم، ناگهان همه غم‌ها و غصه‌های عالم بر دلمان می‌نشیند و به فکر فرو می‌رویم که برای خلاصی از این درد چه باید بکنیم. ولی از وقتی شنیده‌ایم که امام زمان علیه‌السلام به امرخدا و خواست او از ما دور شده و غیبت کرده‌اند، چقدر غصه خورده‌ایم؟ چقدراندیشیده‌ایم که این بلا ازکجا به سرمان آمد و راه نجات و خلاصی از آن کیست؟ 

فرمایش امام باقر علیه‌السلام را شنیده‌ایم که فرمودند:

اِذا غَضِبَ اللهُ تبارک وتَعالی علی خَلقِهِ نَحانا عَن جَوارِهم .

هر وقت خدای تبارک و تعالی بر خلق خود غضب فرماید، ما امامان را ازکنار ایشان دورمی‌سازد.(1)

گوگرد سرخ کنایه‌ای است برای چیزهای بسیارکمیاب. در زمان غیبت امام عصر علیه‌السلام دینداران صرفا ً با تکیه بر سیاهی‌های روی سپیدی (یعنی نوشته‌ها) باید ایمان خود را حفظ کنند و لذا تعداد ایشان بسیار بسیار اندک خواهد بود و ثابت قدمان بر عقیده به امام غائب از گوگردسرخ کمتر یافت می‌شوند.

برای اینکه میزان حرمان و بیچارگی شیعه در زمان غیبت امامش بیشتر روشن شود، یکی از بهترین راه‌ها مقایسه‌ی زمان غیبت با زمان ظهور ایشان است و توجه کردن به اینکه پس از ظهور چه برکاتی آشکار می‌شود.

به عنوان نمونه از حضرت علی‌بن‌الحسین علیه‌السلام نقل شده که فرمودند:

اِذا قام قائمنا اَذهَبَ الله عَزَّوَجَلَّ عَن شیعتنا العاهَهَ وَجَعَلَ قُلوبهم کزُبُر الحَدید

وقتی قائم ما (اهل‌بیت علیهم‌السلام)قیام کند، خدای عزَّوجل امراض و ناراحتی‌ها را از شیعیان ما دور می‌کند و دل‌های ایشان را همچون پاره‌های آهن می‌گرداند(2).

ناراحتی‌های شیعیان تنها با ظهور امامشان رفع می‌شود و دل‌های آ‌ن‌ها مانند آهن محکم و استوار می‌گردد، به طوریکه هیچ عاملی در ایشان و انحراف در عقیده و دینداری ایجاب نمی‌کند.

بیچارگی و بدبختی سخت و بلای طولانی شیعیان، مربوط به زمان غیبت امام علیه‌السلام است که در فشار و تنگنا زندگی را سپری می‌کنند. با ظهور امام علیه‌السلام همه این ناراحتی‌ها رفع می‌شود و مومنان در همه‌ی عالم به آسایش و راحتی می‌رسند. از بشارت‌های زمان ظهور این است که امام عصر علیه‌السلام شیعه را از گرفتاری‌ها و تنگناهای سخت نجات می‌دهند. به فرموده امام صادق علیه‌السلام : 

هُوَ المُفَرَّجُ لِلکَربِ عَن شیعَتِهِ بَعدَ ضَنکٍ شَدیدٍ وبَلاء طَویلٍ وجَورٍ. فطوبی لِمَن اَدرَکَ ذلک الزَمانَ 

اوست برطرف کننده گرفتاری و پریشانی شیعیانش پس از بی‌نوایی و بدبختی سخت و بلای طولانی وستم. پس خوشا به حال کسانیکه آن زمان را درک کنند.(3)

در فرمایش دیگری امام باقر علیه‌السلام آن زمان را چنین توصیف می‌کنند.

اِذا ظَهَرَ القائِمُ...یَجیءُ اَصحابُ الزکاهِ بِزَکاتِهِم اِلی المَحاویج مِن شیعَتِه فَلا یقبَلُونَها فَیُبصِرونَها وَ یَدُورونَ فی دُورهم فَیَخرُجُونَ اِلیهم فَیَقولونَ : لا حَاجَهَ لنا فی دَراهِمِکُم 

آنگاه که حضرت قائم علیه‌السلام آشکار شوند آنها که زکات برعهده دارند، زکات خود را به نزد نیازمندان شیعه می‌برند ولی آنها نمی‌پذیرند. پس زکات‌ها را در کیسه می‌کنند و به در خانه‌های آ‌ن‌ها می‌برند ولی آنها از خانه خارج می‌شوند و می‌گویند: مانیازی به پول‌های شما نداریم.(4)

شکایت در هنگام بلا وگرفتاری مطرح می‌شود. انسان از چیزی که برایش رنج آور و دردناک است، به پیشگاه خداوند شکوه می‌کند. این دعاها از ناحیه مقدس خود امام زمان علیه‌السلام به ما رسیده است. بنابراین چنین شکایت‌هایی به درگاه الهی نه تنها اشکالی ندارد، بلکه نشان دهنده درک و فهم صحیح دعاکننده در غیبت امام علیه‌السلام است که احساس بلا و مصیبت از دوری مولایش می‌کند و از خدای خویش گشایش و فتح طلب می‌نماید.

در این عبارات به گوشه‌ای از گرفتاری‌های زمان غیبت اشاره شده است. فتنه‌های سخت و فشارهای روزگار بر شیعه و «ضُرّ» که به معنای پریشانی و بدحالی مومن است و زیادی دشمنان شیعه و کم بودن عدد مومنان. 

روح صبر همان رضایت و خوشنودی مومن از قضای خداوند است و اگر با حفظ صبر برای رفع بلا وگرفتاری‌اش به درگاه الهی شکایت کند، کار نادرستی انجام نداده است. آنچه با صبر جمیل سازگار نمی‌باشد، شکایت به غیر خداست؛ به مردمی که خود محتاج دستگیری و رحمت خدا هستند. مومن فرج خود را فقط و فقط از خدایش می‌طلبد و به کسی جز او امید نمی‌بندد. بنابراین دوری از امام عصر علیه‌السلام که مهمترین گرفتاری مومنان در این زمان است، آنها را وا می‌دارد تا از این امر به درگاه الهی شکایت کنند و از ذات اقدسش گشایش در این گرفتاری را بخواهند.

گرفتاری امام عصر علیه‌السلام به سبب گرفتاری‌های شیعیان

با این اوصاف بُعد وسیعی از ناراحتی‌ها و رنج‌های امام علیه‌السلام مربوط به گرفتاری‌های شیعیان ایشان می‌شود. درست مانند یک پدر دلسوز و مادر مهربان که درگرفتاری فرزند خویش،گرفتار می‌شوند. هیچ پدر و مادر علاقه‌مند به فرزندشان، وقتی ناراحتی‌ها و مشکلات او را می‌بینند، نمی‌توانند نسبت به آنها بی‌تفاوت باشند؛ بلکه هر قدر فهم و درایت آنها بیشتر از فرزندشان باشد، مسائل و مشکلات او را بهتر و عمیق‌تر درک می‌کنند.

ولذا بیش ازخود او نگران وضعیت او می‌شوند. امام علیه‌السلام نیز که لطف و رحمت بیشتری از پدر و مادر نسبی نسبت به فرزندان معنوی خود دارند هرگز خود را با مصیبت‌های ایشان بیگانه نمی‌دانند، بلکه بیش از خودشان، غصه مشکلات آنها را می‌خورند. در این میان مشکلات روحی و معنوی بیش از مشکلات مادی و دنیوی حضرتش را نگران می‌کند؛ چون آنها مهم‌ترند و در تباهی شخص نقش موثری دارند.

دربسیاری مواقع، خود شخص آنقدر که برای مسائل مادی‌اش غصه می‌خورد، به مشکلات روحی‌اش اعتنا نمی‌کند و آنها را جدی و خطیر نمی‌داند. این امر به غفلت و بی‌توجهی او برمی‌گردد و لذا یک مربی آگاه و دلسوز به مراتب بیش از خود او نگران حال و روزش می‌باشد. 

امام علیه‌السلام چون بیش از هر کس و بهتر از هر پدر و مادر فهمیده‌ای و عمیق‌تر از هر مربی با تجربه‌ای به این خطرها و مشکلات آگاه هستند، لذا بیش از همه از مشکلات دینی و روحی مومنان اذیت می‌شوند و از آنها رنج می‌برند.

اگرنیاز مردم به امام علیه‌السلام و دلسوزی و شفقت ایشان نسبت به آنها نبود، ائمه علیهم‌السلام باب سخن گفتن با مردم را هم نمی‌گشودند. در نامه‌ی دیگری که خود ایشان برای «محمدبن هلال کرخی» مرقوم فرمودند، چنین فرموده‌اند: 

یا محمدبن علی، قد آذانا جُهَلاءُ الشیعه وحُمَقاءهم ومَن دینُه جَناحُ البَعوضَهِ ارجَحُ منه 

ای محمدبن‌علی، نادان‌ها و کم خردان شیعه وکسانیکه یک بال مگس بر دین آنها ترجیح دارد، باعث رنجش خاطر ما شده‌اند.(5) 

بال مگس کنایه از کوچکی و بی ارزش بودن یک چیز است. کسانیکه بال مگس بر دینشان ترجیح دارد، کسانی هستند که به خاطر چیزهای پست بی‌ارزش حاضر می‌شوند از اعتقادات صحیح خود دست بردارند و ایمان خویش را به منفعت‌های جزئی و پست بفروشند. 

حال باید پرسید آیا در طول این مدت طولانی غیبت، کم بوده‌اند کسانیکه اینگونه اسباب اذیت و آزار امام خود را فراهم آورده‌اند؟! آیا فکر کرده‌ایم که این قلب پاک چه مقدار برای این مصیبت‌ها به درد آمده است و تحمل این آلام برایش سنگین و سخت بوده است؟!

پی نوشت ها:

1. اصول کافی،کتاب الحجه، بابً‌فی‌الغیبه، ح 31

2. خصال ج2 ص 541

3. کمال الدین باب 55ح8

4. بحار الانوار، ج 52 ص 316 ح11

5. احتجاج طبرسی ج2 ص 289


منبع:  امان 64 - سرکار خانم گلپایگانی

منبع ما:http://amanarticles.mahdaviat.ir

تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 آذر 1396 11:55 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد