صدایت زدم ازدوردست...

صدایت زدم ازدوردست، بازهم صدایم خسته بود

گشتم جهان دنبال تو،گرچه دوپایم خسته بود

مهدی ای طاووس بهشت، بازنظری، اشارتی

از ابتدای راه هم تا انتهایم خسته بود

در لحظه لحظه انتظار، ازپَست هاتابه کمال

گفتم من این لالایی و لالایی هایم خسته بود

ببخش مرا ای نازنین،اگر دل هم ره تو نیست

اگردستم سوی تونیست،شایددست هایم خسته بود

تمامی تمام من، ناله ای در فراق توست

بشنو مولا ناله هایم، گر ناله هایم خسته بود

حلقه ای درگوش من است،کز افتخارعشق توست

عشق را دراشکهایم ببین،گرچشم هایم خسته بود

آنقدر روم سوی تو تا افتد نفس از جان من

گر رفت جان از تن برون، جانانه هایم خسته بود

آنقدر بر عشقت بنازم ، تا شود ناز روزگارم

نازت را بر چشم گذارم، گر شانه هایم خسته بود

کِشت دعای انتظار، پر سود و پر رونق ولی

سبز کن تو این کِشت مرا،گر دانه هایم خسته بود

مقبول اگر افتد مرایک دانه ازاین کِشت بس است

مهدی اگر ضامن شود، گوید رضایم خسته بود

دعای انتظار من پیشکش روی ماه توست

گفتم من این چند بیت را، گر واژه هایم خسته بود


منبع ما:http://montazere-ghaem.blogfa.com

تاریخ ارسال : یکشنبه 13 اسفند 1396 16:40 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد