X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

آقا اجازه؟

آقا اجازه ، دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه ، دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آ خر نشسته ام

در این کلاس ، عاطفه معنا نمی دهد

اینجا کسی به پای تو برپا نمی دهد

یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید ؟

درس غریب غیبت کبری به سر رسید

آقا اجازه ، بغض گرفته گلویمان 

 آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان

استاد عشق ! صاحب عالم ! گل بهشت !

باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

یک روز میرسد که بگویند ز آسمان

آن مرد آمده است ، کجائید عاشقان ؟

آن مرد آمده است که باران عطا کند

تا این کویر غم زده را کربلا کند

آقا اجازه ، مادر پهلو شکسته ات

آیا شود که گوشه چشمی به ما کند ؟

آقا اجازه،خسته ام از این همه فریب،

از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.

آقا اجازه، پنجره ها سنگ گشته اند،

دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.

آقا اجازه، باز به من طعنه می زنند

عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب.

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند

«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!

آقا اجازه، «گندم» و «حوا» بهانه بود،

«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!

آقا اجازه، منتظرند اینهمه غریب....

آقا اجازه،بیا وانتظار را پاک کن


منبع ما:http://www.lahze-zohoor.ir

تاریخ ارسال : دوشنبه 28 اسفند 1396 15:51 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد