X
تبلیغات
رایتل

راه معرفت امام زمان(عج)

غیبت امام زمان همواره مسئله ‏ای مهم، معتبر و اصیل بوده است، به گونه ‏ای که همه معصومان(علیهم‌السلام) از نبی مکرم اسلام ‏صلی الله علیه و آله و سلم تا امام عسکری(علیه‌السلام) بارها به وجود مبارک ایشان و ویژگی‏هایشان اشاره فرموده ‏اند. روایات مجامع روایی شیعه و غیر شیعه در این‏باره نه از حد استفاضه بلکه از تواتر متعارف نیز فزون‏تر است.

محمد بن عثمان عَمْری(1) می‏گوید: از پدرم شنیدم که در خدمت امام حسن عسکری(علیه‌السلام) بودم که پدرم پرسید: این سخن حق است که پیامبر(ص) فرموده ‏اند: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیة؟ فرمود: آری، این سخن درست است و هیچ تردیدی در آن نیست، همان‏طور که شکی در روز بودن این روز روشن نیست: إن هذا حق کما أن النهار حق؛ سپس پدرم عرض کرد: پس از اینکه شما رحلت کردید، امام بعد از شما کیست؟ امام عسکری(علیه‌السلام) به نام مبارک حضرت ولی‏عصر(عج) اشاره کرد و آن‏گاه فرمود: او غیبتی طولانی دارد که در آن عده ‏ای سرگردان، گروهی هلاک و دسته‏ ای دچار تردید می‏شوند: اما انّ له غیبة یحار فیها الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و ….(2)

بر این اساس، غیبت ولی‏عصر(عج) برای بسیاری دشوار می ‏آید و شکوک و شبهات اذهان بسیاری را مسموم می‏ کند و عده ‏ای می‏گویند که چگونه می‏شود انسانی بیش از هزار سال زنده بماند و گروهی سخن می ‏رانند که از کجا معلوم است که بیاید و کسان دیگر شبهات دیگری، ساده ‏تر یا پیچیده ‏تر را در اذهان می ‏پرورند و آن را می ‏پراکنند.

از سویی دیگر، زمان ظهور وجود مبارک بقیة الله الاعظم(عج) معلوم نیست گرچه ما باید همواره منتظر ظهور خجسته حضرتشان باشیم و امکان دارد خدای نخواسته غیبت ایشان طولانی شود و تردیدها، شکوک و شبهه ‏ها نیز افزایش یابد! چه کنیم تا به این تردیدها در ابعاد فردی یا اجتماعی مبتلا نشویم؟ درباره مسائل و مباحث دینی، به ویژه چالش‏های فرا روی حکومت اسلامی نظیر مبحث ولایت فقیه، به دام قرائت‏های مختلف گرفتار نیاییم؟ در باتلاق شبهات فرو نرویم و با شناختِ اصیل امام و امامت مشکلات موجود در این زمان را باز شناخته و بگشاییم؟

شناخت ولی خدا و امام عصر(عج) تنها راه نجات و رستگاری است که با درخواست از ذات اقدس خداوند و مجاهده علمی و عملی شدنی است.

وعده نجات از جهالت و رهایی از ظلمت گمراهی، دل انسان‏های بصیر را از دیرباز به خود مشغول داشته است، به همین سبب بعضی شاگردان خاص اهل بیت(علیهم‌السلام) برای یافتن طریق هدایت سۆالاتی درباره معرفت آخرین حجّت الهی در محضر ایشان مطرح کرده‏ اند، چنان‏که جناب زراره می‏گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: قائم ما پیش از قیام خود، غیبتی طولانی خواهد داشت. عرض کردم: چرا؟ فرمود: اگر ظاهر باشد او را می‏کشند؛ سپس فرمود: ای زراره! اوست که انتظارش را می‏کشند و مردم در ولادتش شک می‏کنند؛ برخی می‏گویند پدرش از دنیا رفته و فرزندی از خود به جای نگذارده است؛ بعضی گویند در شکم مادرش است؛ گروهی گویند غائب است؛ دسته ‏ای گویند به دنیا نیامده و عده‏ ای دیگر گویند دو سال قبل از وفات پدرش به دنیا آمد! همان، موعود منتظر است؛ ولی خدای والا می‏خواهد تا شیعیان را بیازماید و در این آزمایش دشوار، باطل‏ گرایان دچار تردید می‏شوند.

زراره (که گویا از چنین فضای پر شبهه ‏ای هراسناک گردید، و به فکر چاره افتاده) گوید: به امام صادق(علیه‌السلام) عرض کردم: فدایتان شوم! اگر من در آن زمان بودم چه کنم؟ آن حضرت فرمود: اگر آن زمان را ادراک کردی، پیوسته دل به این دعا مشغول دار: اللّهمّ! عرّفنی نفسک، فإنّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک. اللّهمّ! عرّفنی رسولک، فإنّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک. اللّهمّ! عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللتُ عن دینی.(3)

دعا تنها مجموعه ‏ای از الفاظ برای خواندن و درخواست کردن نیست، بلکه معارف عمیق و درس‏های ارزشمندی در دعای معصومان(علیهم‌السلام) نهفته است که فهم آن‏ها و تأمل در آموزه‏ هایشان آثار ارزشمند علمی و عملی به بار می ‏آورد، چنان که زراره در پی آن است با این درس گرانقدر مشکل خویش را بگشاید.

برای شناخت مقام والای امامت و شخصیت منحصر به فرد امام عصر(عج) راه‏های فراوانی هست؛ بررسی دعاها و زیارت‏هایی که از خود امام عصر(عج) رسیده و یا فرموده امامان دیگر(علیهم‌السلام) درباره آن حضرت است از بهترین این راه‏هاست.

همان‏گونه که تأمل در عبارات نهج البلاغه، سخنان سید الشهدا (علیه‌السلام) از آغاز تا پایان حادثه کربلا، معارف بلند صحیفه سجادیه گویای برنامه ‏های امام علی، امام حسین و امام سجاد(علیهم‌السلام) اند و از ایجاد حوزه ‏های علمی و برگزاری مناظرات علمی برنامه صادقین(علیهماالسلام) استنباط می‏گردد، از ادعیه مأثور یا مرتبط با امام عصر(عج) برنامه ‏های ایشان فهمیده می‏شود؛ زیرا وقتی امامی دعا می‏کند، علاوه بر مقتضیات دعا، ویژگی‏های امامت و وظیفه امام در برابر امّت و چگونگی پیوند امام با امّت و تأثیر ملکی و ملکوتی امام را تشریح می‏کند.

بر این پایه، کسی که می‏خواهد وجود مبارک ولی عصر(عج) را بشناسد، بهتر است زیارت‏ها و دعاهای مرتبط با آن حضرت را به دقّت بررسی کند، تا به حریم معرفت آن امام همام بار یابد.

از سوی دیگر، شناخت امام زمان(عج) مراتبی دارد که تأثیرگذاری آنها در زدودن غبار جاهلیت و پاک کردن گرد تحجّر و ارتجاع یکسان نیست، زیرا آثار هر مرتبه از معرفت در تبیین انتظار حقیقی و صحیح، با مرتبه دیگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت شناسنامه ‏ای امام عصر(عج) و دانستن تاریخ ولادت و زمان غیبت صغرا و کبرا و امثال آن، هرگز همانند معرفت معنای حقیقی امامت و شناخت حقیقت ولایت و انطباق انحصاری آن شخصیت حقوقی در فلان شخص حقیقی نخواهد بود؛ همان‏طور که براهین حدوث، نظم، امکان ماهوی، امکان فقری و نظایر آن‏ها برای شناخت خدا راهگشاست؛ امّا آن که خدا را با الوهیت می‏شناسد، بهترین راه معرفت خداوند را پیموده و خداشناس خوبی شده است؛ و نظیر اینکه هرچند شناخت رسول از راه معجزه [کافی است؛ ولی] مرتبه بالای معرفت را تأمین نمی‏کند؛ امّا آن که رسول را با علم به رسالت می‏شناسد، از معرفت آن حضرت به ‏سبب معجزه بی ‏نیاز می‏شود، چرا که وقتی معنی الوهیت و رسالت فهمیده شد، خداوند و رسول شناخته می‏شوند.

در روایت کلینی و صدوقِ است که ولی امر با این خصوصیات شناخته می‏شود: اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولی الامر بالأمر بالمعروف و العدل و الاحسان(4)؛ امّا این نقل کافی نیست، زیرا هرگز با صرف امر به معروف و عدل و احسان نمی‏توان ولی امر را شناخت، چون آمران به معروف و… بسیارند، به همین سبب در نقل دیگری فرمود: … بالمعروف و العدل و الاحسان(5) نه «بالأمر بالمعروف»، زیرا امام با معروف، عدل و احسان شناخته می‏شود نه با امر به آنها. آن که ولی خداست و ولایت امر را بر عهده دارد به دستور دادن به معروف، عدل و احسان بسنده نمی ‏کند بلکه سنّت او معروف و سیرتش عدل و سریره او احسان است.

اگر کسی معروف ‏شناس باشد، حقیقت آن را در ولی امر در می ‏یابد. همان‏طور که شناسنده عدل و احسان، عدل و احسان را در سنّت و سریره و سیره امام مشاهده می‏کند و در می‏ یابد که او صاحب مقام ولایت است.

والاترین راه شناخت امام عصر(عج)

انسان برای باریافتن به شناخت خداوند، گاه از نشانه ‏های آفاقی و گاه از آیات انفسی بهره می‏ برد و در مرتبه ‏ای دیگر بر اساس اعرفوا الله بالله(6)، بک عرفتک و أنت دللتنی علیک(7)، یا من دلّ علی ذاته بذاته(8)خداوند را از راه وجود مبارکش می‏شناسد و شاهدانه در می ‏یابد که (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلی کُلِّ شی‏ءٍ شَهید).(9) چنین کسی به آنان که در پی آیات آفاقی و انفسی‏اند به زبان حال می‏گوید که چرا ذات حق را غائب می‏ پندارید و با جست‏جو در آفاق و انفس، راهی به سوی او می‏ جویید، در حالی که پیش از آن دو، خدا مشهود شماست. ابتدا فرمود: (سَنُریهِم ءایتِنا فِی‏الاءفاقِ وفی اَنفُسِهِم حَتّی یَتَبَیَّنَ لَهُم اَنَّهُ الحَقّ)(10)؛ آن‏گاه کفایت خداوند برای شناختش و بی ‏نیازی از آیات آفاقی و انفسی را در این‏باره یادآور شد: (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّک)(11)و سپس دلیل کفایت وجود مبارک حق را برای شناخت او چنین بیان کرد: (اَنَّهُ عَلی کُلِّ شی‏ءٍ شَهید).(12)

هرچه را انسان بخواهد مشاهده کند، نخست خدا را می‏ بیند. قبل از آنکه دلیل، فهم دلیل، بلکه خود را که مستدل است ادراک کند، خدا را می ‏فهمد. «شهید» در آیه یاد شده بر وزن فعیل و به معنای مفعول است نه فاعل(13)، زیرا اگر فاعل و به معنای شاهد باشد یعنی خداوند شاهد همه جا و همه چیز است(14)، پس به نشانه ‏های آفاقی و انفسی نیازی ندارد؛ این استدلال نسبت به مدعای آیه، برهان تمامی نیست، چون ادعای آیه آن است که شناسنده ذات اقدس حق از نشانه‏ های آفاقی و انفسی بی ‏نیاز است، بنابراین واژه شهید در آیه باید به معنی مشهود باشد تا برهان بدین‏گونه تمام شود: شما برای شناخت ذات حق به آیات آفاق و انفس نیاز ندارید، زیرا حق در بالاترین مرتبه ظهور و شهود است و اقتضای شدت در این وصف، آن است که قبل از شهود هر چیزی، او مشهود گردد.

خدا که فی الأشیاء علی غیرممازجة(15) است و حضوری نامتناهی دارد، از آن جهت که (یَحولُ بَینَ المَرءِ وقَلبِه)(16) است، نیاز ندارد او را از بیگانه جویا شویم: (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلی کُلِّ شی‏ءٍ شَهید).(17)

چنین شناختی سودمندترین شناخت‏ها و برای همگان شدنی است. این راه، همان راه قلب است که پیمودنش به دانستن اصطلاحات فلسفی، کلامی یا درس‏های حوزوی و دانشگاهی نیاز ندارد و هدایتی همگانی و همیشگی است.

نبی مکرم اسلام‏ صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین(علیهم‌السلام)، مظاهر تامّ اسما و صفات ذات اقدس خداوند و بالاترین نشانه‏ های اویند و همان‏گونه که خدای تعالی اصالتاً دارای بالاترین مرتبه ظهور و مشهودیت است، مظاهر تمام‏ نمای ذات اقدسش نیز تبعاً از رتبه‏ ای پایین‏تر از مشهودیت حق و برتر از غیر او برخوردارند.

طبق آنچه گذشت، بهترین راه شناخت رسول خدا و امامان هدایت، همان راه قلب و فهم شاهدانه الوهیت، نبوّت و امامت است.

پی نوشت ها :

1 ـ از وکلای امام حسن عسکری(علیه‌السلام).

2 ـ کمال الدین، ج2، ص81؛ کفایة الاثر، ص296؛ کشف الغمه، ج2، ص 528/

3ـ الکافی، ج1، ص337؛ کمال الدین، ج 2، ص 12/

4 ـ الکافی، ج 1، ص 85؛ التوحید، صدوق، ص 286/

5 ـ الکافی، ج 1، ص 85؛ التوحید، صدوق، ص 286/

6 ـ همان.

7 ـ اقبال الاعمال، ص 335؛ البلد الامین، ص205، «دعای ابی‏حمزه ثمالی در سحر».

8 ـ بحار الانوار، ج 84، ص 339، «نافله فجر».

9 ـ سوره فصّلت، آیه 53/

10 ـ همان.

11 ـ سوره فصّلت، آیه 53/

12 ـ همان.

13 ـ ر.ک: تفسیر البحر المحیط، ج7، ص482؛ مجمع البیان، ج 10 ـ 9، ص30/

14 ـ التفسیر المنیر، ج25، ص15/

15 ـ التوحید، صدوق، ص 306/

16 ـ سوره انفال، آیه 24/

17 ـ سوره فصّلت، آیه 53/


بخش مهدویت تبیان

منبع: خبرگزاری حوزه

نوشتاری از آیت‌الله العظمی جوادی آملی

منبع ما: تبیان

تاریخ ارسال : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 13:22 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد