X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

ما مسئول اشک‌های امام زمانیم

سخن آغازین

اگر قرار باشد فقط یک نفر در روی زمین مستجاب الدعوه بوده و پروردگار عالم دعایش را بپذیرد، تنها ولیّ خدا و محبوب‌ترین انسان‌ها نزد او، یعنی حضرت ولیّ عصر (عج) است. در شرح احوالات امام زمان علیه‌السلام بارها خوانده‌ایم که علاوه بر اینکه ایشان ما را به دعا برای فرج، تشویق نموده‌اند، خود نیز بارها فرج و ظهور خویش را از پروردگار متعال درخواست نموده و فرموده‌اند: «اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ أَتْمِمْ لِی أَمْرِی وَ ثَبِّتْ وَطْأَتِی وَ امْلَإِ الْأَرْضَ بِی عَدْلًا وَ قِسْطاً». حال پرسش اینجاست که چرا خداوند حکیم، دعای خلیفه و جانشین خویش در زمین را برای تعجیل در فرجش مستجاب نمی‌کند؟ پاسخ به این پرسش را باید در چند نکته جستجو نمود:

اول: آنچه مراد از استجابت دعاست.

اولین نکته قابل توجه در این‌باره آن است که مراد از استجابت دعا، فهم عموم مردم از آن یعنی تحقق خارجی خواسته نیایش‌گر است وگرنه اگر استجابت را به توجه ویژه خدای رحمان به شخص دعاکننده معنا کرده و واقع شدن حاجت را تمام‌بخش استجابت بدانیم- کما اینکه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این طور معنی کرده‌اند- شکی در عنایت مخصوص خدای متعال به دعای امام زمان علیه‌السلام و منتظران وی نیست.

دوم: مردم،‌ باید خود نیز ظهور امام زمان علیه‌السلام را بخواهند.

درست است که امام زمان علیه‌السلام با اشک روان، تعجیل در فرجش را از خدا می‌خواهد امّا حقیقت این فرج، گشایشی برای همه انسان‌هاست و او طبق وعده الهی خواهد آمد تا ظلم و بی‌عدالتی را از جامعه انسانی از بین برده و زمینه را برای رشد و سعادت بشری فراهم نماید، پس سود این ظهور برای انسان‌هاست.

حال اگر دعای امام زمان علیه‌السلام برای مردم است، پس این مردم هستند که خود نیز باید طالب ظهور و حکومت عدل مهدوی باشند در غیر این صورت، دعای شخص، مستجاب نمی‌شود همانند پدر و مادری که برای موفقیت خوشبختی فرزندانشان دعا می‌کنند امّا خود آنها چنین خواسته‌ای را ندارند. نمونه قرآنی آن فرزند حضرت نوح است که با وجود دعای پدری پیامبر برای نجات پسری غیر صالح، دعایش مستجاب نشد و فرزندش در دنیا و آخرت نگون بخت شد؛ همه این‌ها به‌ خاطر عدم خواست خود پسر بوده است. 

سوم: درخواست مردم باید حقیقی و از صمیم دل باشد.

ممکن است کسی بگوید که چطور امکان دارد فرد یا جامعه به دنبال خوشبختی خود نباشد درحالی‌که همه افراد برای چنین آرزویی زندگی و تلاش می‌کنند؟ در این مورد دو نکته اساسی وجود دارد: 

1. واقعیت آن است که همه به دنبال سعادتند اما در شناخت آنچه که به طور حقیقی آنها را به خواست‌هایشان می‌رساند، کوتاهی می‌کنند. در نتیجه ممکن است به سبب نشناختن عامل واقعی سعادت خود به دنبال کسب آن نباشند.

2. گاهی ممکن است این شناخت باشد امّا به دلیل سطحی بودن شناخت، یا عدم باور به آن و یا روحیه تنبلی، در پایبندی عملی به لوازم آن، کوتاهی کند که در هر صورت نتیجه یکی است و حاصل آن عدم دستیابی به عامل سعادت و در نتیجه عدم کامیابی است.

چهارم: حرکت و تلاش، نشانة خواست حقیقی است.

درست است که خواستن یک فعالیت درونی و قلبی است امّا حاصل آن حرکت و تلاش بیرونی است و عدم تلاش بیرونی، حاکی از جدّی نبودن خواست درونی است و معلوم است که چنین خواستی هیچگاه موجب رسیدن به هدف نخواهد بود. از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده که فرمود: «دعا کننده بدون عمل و تلاش همانند تیرانداز بدون زه است». 

پنجم: اصلاح‌گری جامعه، علامت درخواست حقیقی فرج و نشانه شوق به حکومت عدل مهدوی است.

آنچه در مسأله ظهور و تشکیل حکومت جهانی امام عصر علیه‌السلام و استجابت دعا برای فرج آن حضرت مهم است، تلاش عمومی برای اصلاح جامعه و رفع موانع نزول رحمت ویژه خدای رحیم به انسان‌ها است. بنابراین همان‌گونه که نشانه تشنگی حقیقی، حرکت برای به دست آوردن آب است، علامت طلب فرج نیز تلاش برای دستیابی به امر فرج است چرا که گرچه ظهور حضرت به امر و اراده خداست اما اراده خدا موقعی به این امر، تعلق می‌گیرد که مردم نیز حکومت امام زمان علیه‌السلام را واقعاً بخواهند و تلاش برای اصلاح وضع موجود و کسب حداقل‌های لیاقت حکومت مهدی، علامت طلب حقیقی است. 

ششم: تجلی اصلاح‌گری جامعه در امر به معروف و نهی از منکر، عمومی است.

راهبردی‌ترین کار در جهت اصلاح جامعه همانا امر به معروف و نهی از منکر است؛ حضرت زهرا فرمود: «خداوند، امر به معروف و نهی از منکر را به خاطر اصلاح عموم، واجب نموده است». بنابراین نمود اصلاح‌گری اجتماعی ـ که همانا نشانه شوق حقیقی به استقرار حکومت حق امام زمان علیه‌السلام است ـ را باید در انجام این فریضه جستجو نمود.

هفتم: برای استجابت دعای فرج، امر به معروف کنید.

حقیقتی که توجه به آن باعث شرمندگی همه شیعیان و محبان امام زمان علیه‌السلام است، این است که همه ما برای تعجیل در فرج حضرت، در زمان‌ها و مکان‌های مختلف، دعا می‌کنیم اما در موارد زیادی، از امر به معروف و نهی از منکر که نشانه صدق دعا و زمینه‌ساز مردمی برای ظهور است شانه، خالی می‌کنیم درحالی‌که شنیده‌ایم امیرالمؤمنین فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که (در نتیجه ترک آن) خداوند امور شما را به اشرارتان واگذارد، آن‌گاه (که در تنگنای ظلم و فساد واقع شدید) لب به دعا (برای رهایی و نجات) می‌گشایید ولی دعایتان مستجاب نمی‌شود». نکته بسیار مهم اینجاست که از امام رضا (ع) ـ عبارتی دیگر و شبیه این حدیث ـ چنین آمده است: « یا امر به معروف و نهی از منکر کنید و یا اینکه اشرار بر شما دست‌می‌یابند پس منتخبان و خوبان شما دعا می‌کنند اما دعایشان مستجاب نمی‌شود»، در این سخن امام، این مطلب مهم وجود دارد که در صورت ترک امر به معروف و نهی از منکر، نه تنها دعای عموم مردم که حتی دعای خواص و خوبان جامعه (خِیَارُکُمْ) نیز برای برطرف شدن ظلم و بلا، مستجاب نخواهد شد. حال سؤال اینجاست که چه کسانی از خواص جامعه هستند؟ آیا کسی جز امام زمان علیه‌السلام را که تنها بازمانده اهل بیت است، می‌توان به عنوان شاخص‌ترین و کامل‌ترین خواص جامعه اسلامی برشمرد کما اینکه امیرالمؤمنین در ضمن سخنی ارزشمند فرمود:« إِنَّ اللَّهَ نَظَر...فَاخْتَارَ أَهْلَ‏ بَیْتِی مِنْ بَعْدِی وَ هُمْ خِیَارُ أُمَّتِی‏». 

بنابراین اگر دعای حضرت برای فرج، به ظاهر مستجاب نمی‌شود بی‌دلیل نیست و علت آن کوتاهی ما در امر به معروف و نهی از منکر است و ما مسئول اشک‌های امام زمان علیه‌السلام و تأخیر در اجابت دعا و ظهور اوییم. پس بیاییم با اراده‌ای جمعی، همگی این دستور مهم الهی را که با انجام آن، سایر دستورهای الهی در جامعه اجرا می‌شود، انجام دهیم تا هم مصداق «بهترین امتی» شویم که قرآن در وصف ایشان فرمود: «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» و هم شرایط استجابت دعای امام زمان علیه‌السلام را فراهم کنیم.

هشتم. یاران سیدالشهدا و امام زمان علیه‌السلام، آمران به معروف و ناهیان از منکرند.

نگاهی به واقعه عاشورا و رخداد بی‌نظیر ظهور، نشان می‌دهد که رهبران و یاران ایشان در هر دو قیام، آمران به معروف و ناهیان از منکر بوده و هستند. امام حسین علیه‌السلام فلسفه قیام عاشورایی خود را این‌گونه می‌فرماید که :« إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَر...». مهدی موعود نیز در هنگام ظهور و گرفتن پیمان از یاران خویش یکی از مفاد تعهد را اجرای امر به معروف و نهی از منکر قرار می‌دهد و می‌فرماید:« با شما بیعت می‌کنم به اینکه...تأمرون‏ بالمعروف‏ و تنهون‏ عن‏ المنکر». 

تذکر: محدوده امر و نهی در زمانه ما.

غیر از احکام، شرایط و آدابی که در امر به معروف و نهی از منکر باید آموخت، دانستن و التزام به محدوده امر و نهی برای اجرای درست و بهره‌مندی از آثار و برکات آن مهم است؛ این محدوده در زمان ما و در جامعه ما که نظام اسلامی در آن مستقر است در بیان حکیمانه رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این‌گونه آمده است: 

«مسأله‏ امر به معروف و نهى از منکر، مثل مسأله‏ نماز است. یاد گرفتنى است. باید بروید یاد بگیرید. مسئله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف و نهى از منکر کرد؟ البته من عرض مى‏کنم قبلًا هم گفته‏ ام‏ در جامعه‏ اسلامى، تکلیف عامه‏ مردم، امر به معروف و نهى از منکر با لسان‏ است؛ با زبان. اگر کار به برخورد بکشد، آن دیگر تکلیف مسئولین است. آن‏ها باید وارد شوند. اما امر به معروف و نهى از منکر زبانى، مهم‏تر است. عاملى که جامعه را اصلاح مى‏کند، همین نهى از منکر زبانى است. به آن آدم بدکار، به آن آدم خلاف‌کار، به آن آدمى که اشاعه‏ فحشا مى‏کند، به آن آدمى که مى‏خواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، مردم باید بگویند. ده نفر، صد نفر، هزار نفر! افکار عمومى روى وجود و ذهن او باید سنگینى کند. این، شکننده ‏ترین چیزهاست».


منبع:امان52-53 - حسن ملایی

منبع ما:http://amanmag.mahdaviat.ir

تاریخ ارسال : یکشنبه 15 مهر 1397 09:54 | چاپ مطلب

(0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام : *
پست الکترونیک : *
وب سایت :

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد